نصب دستگاه MRI در بیمارستان دامپزشکی تهران گامی تازه در درمان پت شما

*حیوانات خانگی برای چه باید ام‌آرآی شوند؟

ام‌آر‌آی یک تکنولوژی بسیار پیشرفته است که با امواج مغناطیسی تصویری از اندام‌های داخلی بدن می‌دهد. کلا دستگاه‌هایی مثل رادیولوژی، سونوگرافی و ام‌آر‌آی یا سی‌تی اسکن ابزارهای کمک تشخیصی هستند. چیزی را که ما با چشم نمی‌توانیم از روی پوست ببینیم، تصویر به ما نشان می‌دهد. برای همین به این دستگاه‌ها، دستگاه تصویرسازی پزشکی می‌گویند. تکنولوژی بسیار گرانی است و در همین 10سال اخیر خیلی باب شده است. در سال‌های پیش از آن تعدادشان خیلی کم بود ولی خوشبختانه وقتی یک ابزاری می‌آید، تشخیص‌ها بهتر می‌شود، کیفیت تشخیص بالاتر می‌رود و درد و رنج بیماران کمتر خواهد بود. در پزشکی از رادیولوژی و سی‌تی اسکن برای تشخیص بافت‌های سخت استفاده می‌شود ولی از ابزاری مثل ام‌آر‌آی می‌‌توان برای بافت نرم استفاده کرد. در واقع می‌شود برای تشخیص ضایعات نخاعی یا مغزی یا مشکلات تاندون و اینها استفاده کرد. به خاطر همین مسئله، در حال حاضر یک کمبود دستگاه ام‌آر‌آی در دامپزشکی وجود دارد.

*در رسانه‌ها هم این مطرح شده بود که یک ضعفی وجود دارد و مراکز دامپزشکی خودشان ام‌آر‌آی ندارند. شما این را تأیید می‌کنید؟

در حال حاضر ام‌آر‌آی وجود ندارد و دلیلش هم این است که این دستگاه‌ها بسیار گران‌اند و زمانی سرمایه‌گذار برای گذاشتن سرمایه در این بخش قانع می‌شود که بداند بازگشت سرمایه دارد. ممکن است در پزشکی بگوییم 4-3 ساله سرمایه‌اش برمی‌گردد، ولی در دامپزشکی اگر بگوییم 10ساله هم برمی‌گردد، ممکن است سرمایه‌گذاری شود. من هم این خبر را دیدم و اتفاقا آن کیس را ویزیت کردم و توانستیم به یک تشخیص حدودی برسیم، ولی مسئله‌ای که وجود دارد، این است که آن کیس واقعا ام‌آر‌آی نیاز دارد. تا الان کاری که ما می‌کردیم این بود که با مرکز پزشکی هماهنگ می‌کردیم و موارد را به آنجا می‌فرستادیم. مساله‌ این است که وقتی مرکز پزشکی است، اکراه وجود دارد و بعضی افراد هم مذهبی هستند. برای دستگاه مشکل جدی به وجود نمی‌آید ولی من به آنها حق می‌دهم. مضاف بر این‌که دستگاه‌های پیشرفته‌ پزشکی خیلی به اپراتور بستگی دارند و اپراتور باید در این کار حرفه‌ای شود. یعنی اپراتوری که مثلا سروگردن انسان را می‌گیرد، می‌داند شرایط دستگاه را چطور باید تنظیم کند اما وقتی یک حیوان روی آن دستگاه قرار می‌گیرد، شرایط فرق می‌کند و تا قلق دستش بیاید طول می‌کشد. شکارچی با تفنگ خودش قطعاً خیلی بهتر شکار را می‌زند تا با تفنگ غریبه. این مساله ممکن است باعث شود چندین بار ام‌آر‌آی پاسخ درستی ندهد و طول می‌کشد تا به پاسخ درست برسد. در واقع ما مشکلات زیادی در این زمینه داشتیم. بالاخره ما همان‌طور که بارها گفتیم، در دامپزشکی با شرایط جنگی داریم کار می‌کنیم و همه امکانات را نداشتیم، گرچه الان به غیر از ام‌آر‌آی که واقعاً کمبود ماست، تمام کارهای دیگر را داریم انجام می‌دهیم. البته بیمارستان دامپزشکی تهران سرمایه‌گذاری کرده و دستگاه ام‌آر‌آی در حال نصب است و فکر می‌کنم حداکثر تا آخر شهریور نصب شود و این مشکل برطرف خواهد شد. یک دستگاه ام‌آر‌آی 4 میلیاردتومان قیمت دارد. این دستگاه وقتی در یک مرکز پزشکی نصب می‌شود، در حال حاضر ممکن است روزی 40مریض به آن مراجعه کنند. بازگشت سرمایه‌اش حدود 2سال می‌تواند طول بکشد چون به هر حال این دستگاه، نگهداری دارد، تکنیسین دارد، اجاره محل و ... هم دارد. یعنی 4میلیاردتومان ظرف دوسال 8میلیارد می‌شود که باید برگردد. در دامپزشکی این بازگشت سرمایه به این راحتی وجود ندارد و مثلاً اگر یک ام‌آر‌آی انسانی در خوش‌بینانه‌ترین حالت روزی 40 مراجع داشته باشد در دامپزشکی شاید روزی یک مورد مراجع داشته باشد. یعنی 40 برابر زمان می‌برد تا برگشت سرمایه انجام شود و برای همین هم تا به حال در کشور اقتصادی نبوده است. الان هم اقتصادی نیست و این حمایت صنف را می‌خواهد که این دستگاه اقتصادی شود و برای سرمایه‌گذار بصرفد که حتی دستگاه‌های پیشرفته‌تر هم بگذارند. من فکر می‌کنم این صنف دامپزشکی باید به آن سمت برود. ما تا به حال برای ضایعات نخاعی از ام‌آر‌آی استفاده می‌کردیم و ضایعات لیگامالی و... را با دستگاه‌های دیگر تشخیص می‌دادیم که حالا این‌ها را هم باید از ام‌آر‌آی استفاده کنیم تا تشخیص قطعی‌تری به ما بدهد. به هر حال وقتی می‌خواهیم برای یک جراحی اقدام کنیم، ام‌آر‌آی می‌تواند کیفیت تصویر ما را بالا ببرد یا تصویر ما را به تصویر واقعی داخل بدن نزدیک‌تر کند. در آینده نه‌چندان دور دیگر حیوان‌های ما به خاطر مشکلات بافت نرمی که تشخیص داده نمی‌شدند، کمتر درد و رنج می‌کشند.

*الان با توجه به اینکه اقبال مردم به نگهداری حیوانات خانگی بیشتر شده، نیاز به درمان هم بیشتر شده و برای همین نیاز به این دستگاه‌های جدید بیشتر احساس می‌شود.

کلاً به نظر من نگهداری از حیوانات خانگی نیازی درونی است. پت‌ها بخش گمشده افراد در ذهنشان است، ولی واقعاً در بستر اقتصادی سالم کشور است که می‌تواند این صنعت رشد کند. در دوران قبل از دولت آقای احمدی‌نژاد که وضع اقتصادی مردم ثبات پیدا کرده بود، اقبال به این مساله هم بیشتر شده بود اما لطمات اقتصادی در زمان آقای احمدی‌نژاد باعث شد ملت وازده شدند. حتی یادم است زمانی واردات غذای حیوان ممنوع شده بود و گفتند اینها لوکس است و الان که باز دولت تدبیر و امید آمده و ثبات اقتصادی به وجود آمد، اقبال مردم دوباره به این مساله بیشتر شد. در حال حاضر در سطح تهران نزدیک به یک میلیون نفر با مساله پت درگیر هستند. یا خودشان پت دارند یا اعضای خانواده‌شان. یا دامپزشک هستند یا کادر درمانی دامپزشکی هستند. یا واردکننده هستند یا تولیدکننده. به هر حال اقتصادشان با این مساله پا می‌گیرد. ما کسانی را داریم که در کار ام‌دی‌اف هستند. از این طرف برای محصولات حیوانات‌خانگی هم تولید می‌کنند. یا طرف در کار حمل‌ونقل است در این زمینه هم کار می‌کند. این صنف کوچک نیست و موازی زندگی ما انسان‌ها، پت‌ها هم زندگی خودشان را دارند.

*شما به دیگر همکارانتان توصیه نمی‌کنید که الزاماً برای هر کلینیکی چنین تجهیزات گرانقیمتی بیاورند؟

ما می‌توانیم از صنف پزشکی الگوبرداری کنیم. مثلاً 20سال پیش در کل کشور شاید یک یا دو دستگاه ام‌آر‌آی بیشتر نبود. به مرور وقتی نیاز پیدا شد بیشتر شد. این نیاز آموزشی است یعنی اگر همین امروز 5 ام‌آر‌آی دامپزشکی در کل تهران بگذاریم همه‌شان ورشکست می‌شوند. این باید اول آموزش داده شود اول همچنان ضایعات نخاعی خیلی پیشرفته را ام‌آر‌آی می‌کنیم. بعد کم‌کم افراد صنف آموزش می‌بینند که چه ضایعات دیگری را می‌توانیم اضافه کنیم و برای بالا بردن کیفیت به ام‌آر‌آی نیاز داریم. متاسفانه ما در خیلی از صنوف می‌بینیم هجمه‌ای که وارد می‌شود، برای برطرف کردن نیازی است که وجود دارد. یک رقابت کاذب ناسالم به وجود می‌آورد و در این رقابت همه ضرر می‌کنند. اولاً تکنیسین آموزش نیاز دارد و این هزینه آموزش را صاحب دام می‌دهد چون تکنیسین ممکن است روزهای اول بلد نباشد یک عکس با کیفیت بالا بگیرد و با قیمت بالا یک عکس با کیفیت پایین می‌گیرد. مضاف بر اینکه در این رقابت این دستگاه اقتصادی نمی‌شود، اجاره محلش را هم درنمی‌آورد، تکنسین‌اش هم حقوقش را نمی‌گیرد و خود به خود این دستگاه زمینگیر می‌شود. در حالی که آن پول می‌توانست در جاهای دیگری در صنف ما خرج شود که راندمان بهتری بدهد. به علاوه اینکه ممکن است کار به اینجا برسد که بعضی برای اینکه کارشان اقتصادی شود، عکس بدون کیفیت دست مریض بدهند و این باعث شود جراح گمراه شود و اشتباه جراحی کند. به نظر من توسعه یک صنف باید پله‌پله باشد و واقعا ما نمی‌توانیم بگوییم برای اینکه صنف دامپزشکی‌مان توسعه پیدا کند، یکباره یک هزینه چندصد میلیاردی کنیم برای اینکه شبیه اروپا شویم. در اروپا و آمریکا هم این براساس نیاز به وجود آمده و پله‌پله بالا رفته. در بحث دامپزشکی در لس‌آنجلس با آن وسعت، شاید دو دستگاه ام‌آر‌آی وجود دارد. در حالی که هم پت‌های بیشتری از تهران دارد، هم از نظر وجود دانش بومی ‌چون خودشان دستگاه ام‌آر‌آی تولید می‌کنند، از ما جلوتر هستند ولی این‌طور نیست که همه یک دستگاه داشته باشند و مراکز مختلف با هم کار می‌کنند. زمانی که یک مرکز خودش محاسبه کند و ببیند مثلاً در هفته می‌تواند 20 بیمار ام‌آر‌آی داشته باشد و برایش می‌صرفد می‌آورد. این‌طور نیست که فکر کنیم لزوماً داشتن یک دستگاه برای ما لازم است یا چون فلان مرکز دارد، ما هم باید داشته باشیم.

*شما این سرویس را به بقیه جاها می‌دهید؟

بله حتماً. همین الان هم در بخش تصویربرداری پزشکی یا آزمایشگاهی که داریم خیلی از کلینیک‌های دیگر با ما کار می‌کنند و هیچ فرقی نمی‌کند؛ مثل اینکه آزمایشگاه برای خودشان است و با همان کیفیت نتیجه می‌گیرند.

*اگر بخواهید الان تجهیزات دامپزشکی را وارد کنید، نهادهایی که در دامپزشکی و پزشکی هستند و باید کمک کنند، این نگاه مثبت را دارند؟

این چیزی است که فرهنگسازی نیاز دارد. ما مشکلات دیگری هم داشتیم. مثلاً ما یکی از بیشترین مشکلات را با شهرداری داشتیم که نه‌تنها ما را به رسمیت نمی‌شناخت، بلکه زائد می‌دانست. ما به یک قسمتی از نیازهای شهروندان تهران پاسخ می‌دهیم و همه جای تهران شهرداری‌ها در این زمینه سرمایه‌گذاری می‌کنند و این صنف را حمایت می‌کنند برای اینکه رضایتمندی شهروندان را بالا ببرند. لزوما رضایتمندی شهروندان از داشتن پارک به وجود نمی‌آید، شهرداری باید به این مساله فکر کند واقعا اگر تهران بیمارستان پزشکی نداشت، شهرداری به تعداد نیاز در شهر باید بیمارستان می‌ساخت. در شهرهای کوچک این اتفاق می‌افتد. وزارت بهداشت خودش را ملزم می‌داند که یک درمانگاه در یک شهر بسازد و از جاهای اقتصادی دیگر پول دربیاورد و در آن منطقه خرج کند برای اینکه عدالت اجتماعی به وجود بیاید. بحث دیگری که وجود دارد بحث بانک‌هاست که آنها هم باید در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند ولی کلاً وضعیت اقتصادی در ایران یک مقدار درهم‌ریختگی خاص خودش را دارد. مثلا وام‌های کم‌بهره. یکسری آدم سودجو آن وام‌ها را می‌گیرند ولی واقعا آدم‌هایی که دارند سرمایه‌گذاری می‌کنند و دغدغه ذهنی دارند که در یک کاری فعالیت کنند، نمی‌توانند. خود سازمان دامپزشکی موظف است حمایت کند. من خودم شخصاً به این نتیجه رسیدم که اولویت مسوولان این نیست؛ در حالی که اشتباه می‌کنند. من نمی‌گویم بحث حیوانات خانگی مثل بهداشت انسانی در کشور نیاز است ولی به موازات آن، این هم نیاز است. یک حیوان خانگی می‌تواند اعضای یک خانواده را درگیر کند و بحثی که درباره بهداشت روانی وجود دارد، خودش پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. دولتمردان ما خیلی درگیر حیوانات خانگی نیستند. کم‌کم خودشان و خانواده‌هایشان دارند درگیر می‌شوند. من می‌بینم افرادی که سمت‌های دولتی بالا دارند، رجوعشان به کلینیک‌های دامپزشکی زیاد شده و این درگیری برایشان دغدغه ذهنی ایجاد می‌کند و می‌فهمند که کمبود وجود دارد. کار افراد جامعه، دولتمردان و کسانی که دست اندرکار مدیریت جوامع بشری هستند، این است که به نیازهایشان پاسخ بدهند. ما بحثی راجع به اعتیاد داشتیم که الان می‌گویند حالا که معتاد داریم، اقلا بیاییم تریاک باکیفیت در اختیارشان بگذاریم. آن‌ها هم شهروند هستند. درباره حیوانات خانگی هم این اتفاق می‌افتد و اینها هم دارند با ما در این شهر زندگی می‌کنند. چرا فکر نمی‌کنیم اگر درست بیماری‌های اینها را کنترل نکنیم کبوترهای شهر ما می‌توانند برای ما آنفلوانزا بیاورند. این‌ها چیزهایی است که به هم وصل هستند. این‌طور نیست که ما فقط اکوسیستم خودمان را اداره ‌کنیم و بگوییم بقیه‌اش به ما ربط ندارد. اتفاقا اکوسیستم انسان و اکوسیستم موش‌ها و اکوسیستم پرنده‌ها و دیگر حیوانات به هم وصل است. اصلا نمی‌شود یک قسمت را در نظر گرفت، یک قسمت را در نظر نگرفت. این‌ها به هم وصل است.

*شما می‌گویید سرمایه‌گذاری در این بخش، به حیوانات خانگی، محیط‌زیست، حیات‌وحش و... سرویس بزرگی به حیات‌وحش می‌دهد.

دقیقاً اینها مشابه هستند. یک سگ با یک گرگ یا یک روباه خیلی به هم شبیه هستند و یک گربه با یک ببر یا یک پلنگ خیلی شبیه هستند. این‌ها چیزهایی است که ما در محیط‌زیست می‌بینیم. برای من جالب است که تا الان چرا محیط‌زیست ما یک بیمارستان مجهز برای خودش نداشته و فکر نکرده است. خیلی جاها شعاری رفتار می‌کنند؛ و گرنه ما الان تخصصی به نام حیات‌وحش در دامپزشکی کشور نداریم. اصلاً به نظر من محیط‌زیست باید با دانشگاه‌ها و وزارت علوم وارد مذاکره می‌شد که این تخصص را نیاز دارد. یا آن را پرورش بدهند یا بورس بدهند برای خارج از کشور تا کار من را راه بیندازند. محیط‌زیست در آخرین مرحله سراغ بخش خصوصی دامپزشکی می‌آید؛ در حالی که سازمان دامپزشکی بخش درمان را از سال 67 به بخش خصوصی داده است. کل درمان دامپزشکی در کشور ما توسط بخش خصوصی صورت می‌گیرد. همچنان ما داریم می‌بینیم چه گلوگاه‌هایی در بحث محیط‌زیست وجود دارد که یکسری فرصت‌طلب از آن سوءاستفاده می‌کنند و در واقع به واسطه‌ی نیاز این مسئله بدون اینکه کسی هم شناختی داشته باشد بهره‌برداری خودشان را می‌کنند. تبعاتش را هم ما دیدیم. ببری که در کشور بیماری گرفت و مرد و سرمایه ملی بود، در واقع قصور محیط‌زیست بود. چون این سازمان اگر می‌خواهد ببری را وارد کشور کند، اول باید زیرساخت داشته باشد. ما نمی‌توانیم بگوییم هتل و درمانگاه و جاده و فرودگاه نداریم زبان انگلیسی هم بلد نیستیم ولی باید توریست بیاوریم. این‌ها واقعیت‌هایی است که باید زیرساخت را دولت فراهم کند ولی فرافکنی می‌کند. در بحث محیط‌زیست همه دنبال مقصر می‌گشتند؛ در حالی که مقصر محض خود محیط‌زیست بود. این‌ها باید شکل بگیرد و نقش رسانه‌ها خیلی در آن پررنگ است.

*درباره دامپزشکی در ایران، مدام به نظر می‌رسد جامعه حیوانات خانگی بزرگ‌تر و نیازها و تقاضایشان بیشتر می‌شود و شائبه‌ای وجود دارد که می‌گویند ما هنوز به خیلی از اتفاقاتی که در کشورهای توسعه‌یافته در زمینه درمان و سلامت حیوانات خانگی می‌افتد، هنوز نرسیدیم. مثلاً یکی از موارد این است که اگر مشکلی برای حیوان به وجود بیاید پروتز در ایران پا نگرفته. چقدر این را قبول دارید و فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟

کار من دامپزشک این است؛ زمانی که بیماری به وجود بیاید تا جایی که می‌توانم حیوان را به شرایط نرمال برگردانم. در حال حاضر ما 85-80 درصد نیازهای حیوان را پاسخ می‌دهیم. در کل جهان هم هنوز نقصان‌هایی در زمینه دامپزشکی و حتی پزشکی وجود دارد. برای همین این یک روند دنباله‌دار است؛ یعنی توسعه علم مرزبندی ندارد. 15سال پیش که می‌خواستیم بیمارستان دامپزشکی تهران را  افتتاح کنیم، حتی عده‌ای به ما می‌خندیدند و می‌گفتند اقتصادی نیست. الان به همه ثابت شده این کار اقتصادی بوده و به این دلیل اقتصادی بوده که یک نیازی وجود داشت. در حال حاضر بیمارستان دامپزشکی تهران سرمایه‌گذاری کرده تا یک بیمارستان جدید بسازد که تقریبا 10طبقه است و خیلی مجهزتر است. در بحث پروتز هم سرمایه‌گذار باید قانع شود که آیین‌نیاز وجود دارد. در حال حاضر ما بعضی پروتزها را با دست می‌سازیم. بعضی پروتزها را نمی‌سازیم و حتی بعضی از مریض‌ها به خارج از کشور می‌روند ولی ما وارد مذاکره شدیم و خودمان هم داریم سرمایه‌گذاری می‌کنیم تا بتوانیم تمام دانش دامپزشکی‌ای را که در دنیا وجود دارد، در کشور داشته باشیم. نمی‌گویم آنلاین، ولی حداکثر 3 سال از اروپا عقب هستیم و شاید تنها 5درصد از بیمارهایمان در داخل کشور پاسخ نمی‌گیرند. همه مراجعه‌کنندگان ما مریض نیستند. این مساله در پزشکی با دامپزشکی فرق دارد. درصدی از مراجعه‌کنندگان ما در دامپزشکی برای پیشگیری می‌آیند، 40درصد بیمار هستند. الان حداکثر 15درصد را پاسخ نمی‌دهیم. فکر می‌کنم در آینده نه‌چندان دور بتوانیم مشکل پروتز را هم حل کنیم؛ کمااینکه الان هم بخش زیادی‌اش را انجام می‌دهیم.

*از نظر علم دامپزشکی خیلی ضعف ندارید؟

مشکل این است که علم و عمل است. چیزی نیست که بتوانیم تئوری بخوانیم. در تئوری همه اینها را می‌خوانیم ولی در عمل چیز دیگری اتفاق می‌افتد. من همیشه یک مثال می‌زنم؛ می‌گویم فرق دامپزشک تازه فارغ‌التحصیل با دامپزشکی که 15-10 سال است کار می‌کند در یک چیز است. ممکن است تازه فارغ‌التحصیل علمش به‌روزتر و ذهنش خیلی فعال‌تر باشد ولی فرق این دو در تجربه‌شان است. در احتمال وقوع بیماری‌هاست. مریض وقتی برای من می‌آید، وقتی یک علامت مثل اسهال دارد، نسبت احتمال وقوع بیماری‌های مختلف در او برای من فرق می‌کند ولی برای یک دامپزشک تازه فارغ التحصیل این‌ها برابر است. به تجربه حتی برای ما ثابت می‌شود بعضی از آمارهایی که ما در کتاب می‌خوانیم که مثلاً شیوع فلان بیماری در آمریکا این‌قدر است در ایران فرق می‌کند. همان‌طور که در آمریکا اگر شما حیوان خانگی داشته باشید، می‌گویند ماهی یک بار قرص انگل بدهید که البته موادش هم با قرص انگلی که ما می‌دهیم فرق دارد، چون آنها کرم قلب دارند ولی در ایران احتمال شیوع کرم قلب خیلی پایین است. ما به مریض می‌گوییم 3ماه یکبار قرص انگل بگیر.

*این در تجربه اتفاق می‌افتد؟

بله. مثالش همین ام‌آر‌آی است. ما ممکن است تئوری ‌ام‌آر‌آی را به دانشجوهای تخصص تصویربرداری پزشکی یاد بدهیم ولی تا زمانی که ‌ام‌آر‌آی نکنند و یک فیلم ام‌آر‌آی را نتوانند تفسیر کنند، کتاب و قصه است. البته وقتی زمینه علمی‌ و تئوری‌اش باشد، بعد عملی‌اش هم اتفاق می‌افتد و سریع‌تر جواب می‌دهد.